روابط عمومی دانشگاه علوم پزشکی و خدمات بهداشتی درمانی کاشان
جمعه ۲۹ شهریور ۱۳۹۸
محكوم به چاقي
 
چاقي؛ يك اپيدمي نهفته كه واقعا كسي نمي داند به خودي خود عاملي نگران كننده براي سلامت روان هست يا نه.
عماري، روانشناس كودك و خانواده: جامعه روي چاقي دختران كودك ارزش گذاري منفي نكرده است خديجه نوروزي/روزنامه نگار

چاقي؛ يك اپيدمي نهفته كه واقعا كسي نمي داند به خودي خود عاملي نگران كننده براي سلامت روان هست يا نه. هنوز تحقيقات پزشكي و روانشناسي در سطح دنيا نتوانسته با قطعيت علت چاقي را درمان كند و تا دلتان بخواهد به دنبال معلول رفته و با تشخيص غلط علت و معلول زا در چاقي مواجه هستيم. كسي چه مي داند شايد چاقي مفرط يك واكنش متابوليك به رويدادي تهديدآميز باشد. قطع به يقين تا علت را كشف نكنيم نمي توانيم قربانيان چاقي را مورد سرزنش قرار دهيم و آنها را از خوردن منع كنيم. منع خوردن در طول دهه ها فقط موجب افزايش اختلالات جسمي و رواني افراد شده و اوضاع را بدتر كرده. آمار چاقي مفرط در 30سال گذشته در سطح جهان افزايش يافته و كودكان در معرض ابتلا به چاقي و ديابت آمار رو به افزايشي دارند.

اختلالات خوردن
اختلالات خوردن كه يكي از اختلالات شايع رواني- روان تني است و مشكلات فراواني را در عملكرد جسماني و رواني افراد موجب مي شود در ايران رو به افزايش است و براساس تحقيقات اپيدميولوژيك در ايران فراواني اختلال پرخوري در دانش آموزان دختر بيشتر است.
دكتر افشين احمدوند، روانپزشك در گفت وگو با همشهري مي گويد عوامل ژنتيك و رشدي، تغييرات ناشي از بلوغ، سوء تغديه، پديده هاي استرس زا و چالش هاي اجتماعي و محيطي مي توانند زمينه ساز اختلالات خوردن در دختربچه ها باشند. او توضيح مي دهد:« ارتباط ضعيف بين اعضاي خانواده يا بي ميلي والدين براي دادن استقلال به فرزندان و عوامل رواني از جمله عزت نفس ضعيف و عوامل اضطراب زا در اين سنين در گسترش اختلالات خوردن نقش دارند».
گرايش به فرهنگ غربي، مدگرايي، عوامل نژادي، طبقه اجتماعي و وضعيت رشد موجب شده تا دختران از همان كودكي دست به تحريف تصوير بدن خود بزنند و روزبه روز بر پرخوري هاي عصبي و استرس زايشان افزود شود. احساس رقابت در دختران براي كنترل وزن نسبت به پسران بيشتر است و ناكامي در آن و رژيم هاي گوناگون منجر به اضافه وزن در اين جنس شده است.
يكي از دلايلي كه دختران اعتماد به نفس لازم را در ارتباط با بدنشان از دست مي دهند اين است كه متصورند با افزايش وزن، در اجتماع و جمع هاي دوستانه كند ذهن به نظر مي رسند و همين مسئله با ايجاد استرس ها جسم شان را به سمت چاقي بيشتر مي كشاند. اما دكتر احمدوند، عضو هيأت علمي دانشگاه علوم پزشكي كاشان مي گويد رابطه معناداري بين هوش و چاقي وجود ندارد. هيچ دليل و مدرك و منبع معتبر پزشكي و علمي هم در سطح دنيا در اين زمينه وجود ندارد. اساسا اضافه وزن ربطي به سيستم مغزي و هوش افراد ندارد. بسياري از كودكان كم هوش ما لاغرند و بسياري از بچه هاي باهوش ما چاق. البته ممكن است رفتارهاي افراطي در پرخوري و كم خوري به مغز آسيب بزند اما خود چاقي نه. چون ممكن است فردي اضافه وزن داشته باشد اما قند خون و كلسترولش در حد نرمال و طبيعي باشد.

منع كردن بي فايده است
ولع خوردن است كه چاقي را به دنبال مي آورد. در ذهن مدام شما به خوردن فكر مي كنيد و فكر كردن به گرسنگي خيلي سخت است.
حسن عماري، روانشناس كودك و خانواده در گفت وگو با همشهري مي گويد: «جامعه روي چاقي دختران كودك ارزش گذاري منفي نكرده است. والديني كه دوست دارند نوزاد تپل و گوشتي داشته باشند تا درنظر ديگران بانمك و بامزه جلوه كند را بايد يكي از عاملان اصلي چاقي كودكان دختر دانست. آنها وقتي كودك شان را در مراحل رشد در معرض چاقي مي بينند به ناگاه از لذت خوردن منعش مي كنند. در اين بين بسياري از فاكتورها را ناديده مي گيرند و اوضاع را خراب تر مي كنند و در سيكل معيوبي مي افتند».
احمدوند، روانپزشك هم درباره اين موضوع مي گويد: «با مداخلات دارويي مي توان مداخلات وسواس گونه غذا خوردن را كاهش داد. البته در ابتدا بايد ارزيابي شود كه اين رفتار از چه چيزي ناشي مي شود. ممكن است نگاه وسواس گونه به غذا داشته باشد، يا خوردن ناشي از داشتن اشتها و نياز بدنش باشد. البته كنترل كردن، تا حدودي بايد وجود داشته باشد اما شرايطي دارد. نبايد بي برنامه و بدون ارزيابي علت خوردن كودك، مانع او شد. چاقي زماني به عنوان بيماري تعريف مي شود كه فرد عملكردهاي عادي خود را از دست بدهد».
بخشي از پرخوري ها مربوط به تنظيم رفتار تغذيه اي كودكان است كه معمولا بين 7تا 15سالگي در آنها نمود پيدا مي كند و گاهي تا بزرگسالي هم ادامه دارد.
عماري بي تحركي دختران را عامل چاقي بيشتر آنها عنوان مي كند و مي گويد: «بي تحركي دختران باعث مي شود بيشتر پاي برنامه هاي تبليغاتي و تلويزيوني بنشينند كه تحريك كننده اشتها هستند. البته سبك زندگي والدين نيز بسيار تأثيرگذار است. والدين كم تحرك و پرخور اثرات رواني باور نكردني اي روي پرخوري و بي تحركي كودكان مي گذارند. اينكه دختران مانند پسران بازي هاي مهيج انجام نمي دهند نيز عاملي است تا بيشتر چاق شوند».
او معتقد است هر چيزي در سبك زندگي كه تفاوت هايي را به وجود مي آورد كه وزن كودكان خارج از منحني رشد شود، در مقوله مباحث روانشناسانه جاي مي گيرد؛ مثلا محيط هاي ژنتيك يا مشكلاتي كه در غدد مي تواند به وجود آيد مانند كم كاري تيروئيد علت ومعلول هايي است ما نگاه هاي روانشناسانه به آن داريم. كم كاري تيروئيد در كودكي مي تواند چاقي و پرخوري را به وجود آورد و در بزرگسالي موجب بروز افسردگي شود. در مجموع بايد آگاهي والدين نسبت به مهارت هاي فرزند پروري افزايش يابد تا كودكان دچار آسيب هاي جسمي و رواني نشوند.
منبع خبر:
همشهري
 
تاریخ: ۲۸/۰۵/۱۳۹۸